بنام خدا
گزارش برگزاري كرسي ترويجي «بررسي انتقادي اهداف زیر نظام برنامه درسي در حوزه تربيت و يادگيري زبانهای خارجي و مقايسه آن با محتواي بستههای آموزشي زبان انگليسي دوره دوم متوسطه»
كرسي ترويجي تحت عنوان « بررسي انتقادي اهداف زیر نظام برنامه درسي در حوزه تربيت و يادگيري زبانهای خارجي و مقايسه آن با محتواي بستههای آموزشي زبان انگليسي دوره دوم متوسطه» با ارائه دكتر ويدا رحيمي نژاد، عضو هيات علمي پژوهشگاه مطالعات آموزشوپرورش، در روز دوشنبه به تاريخ 20/11/1404 در پژوهشگاه مطالعات آموزشوپرورش بهصورت حضوري و مجازي برگزار شد. مديريت جلسه را دكتر رضا خيرآبادي، عضو هيات علمي سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشي به عهده داشتند و ناقدان اين كرسي دكتر فاطمه نامي (عضو هيات علمي دانشگاه امیرکبیر) و دكتر احمد رمضاني (عضو هيات علمي پژوهشگاه مطالعات آموزشوپرورش) به ترتيب از اساتيد حوزه آموزش زبان انگليسي و زبانشناسی بودند. حضار شرکتکننده در اين جلسه از اساتيد دانشگاه تهران، دانشگاه علامه طباطبايي، دانشگاه شهيد بهشتي، دانشگاه فرهنگيان، دانشگاه شهيد رجايي، سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشي، پژوهشگاه مطالعات آموزشوپرورش و دبيران زبان انگليسي بودند. پس از ارائه مطالب توسط دكتر رحيمي نژاد، ناقدان نظرات خود را با توجه به مطالب عنوانشده، مطرح نمودند. سپس شرکتکنندگان در بحث واردشده و به ارائه نظرات خود پرداختند. دراینبین دكتر محمدرضا عناني سراب، عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي، بهصورت مفصل در خصوص اهداف برنامه درسي و نمود اين اهداف در بسته هاي آموزشي مطالب مهمي مطرح كردند.
ترتيب ارائه مطالب در اين كرسي به شرح زير بود:
- تاريخچه آموزش زبان انگليسي از سال 1317 تاکنون
- معرفي سند برنامه درسي-حوزه تربيت و يادگيري زبانهای خارجي و اهداف آن در دوره متوسطه دوم
- تعريف برنامه درسي و معرفي عناصر مهم آن
- نقد اهداف برنامه درسي حوزه تربيت و يادگيري زبانهای خارجي
- مقايسه اهداف برنامه درسي ملي با محتواي بستههای آموزشي دوره دوم متوسطه
- نتیجهگیری و پیشنهادها
در ارائه تاريخچه آموزش زبان انگليسي در كشور به اولين کتابهایی كه از سال 1317 تألیف شده، اشاره گرديد، همچنين به سري کتابهای درسي زير اشاره گرديد و رويكرد آموزشي در هر كتاب موردبحث قرار گرفت:
- “Graded English”
- “Right Path to English”
- “English”
- “English for Pre-University Students”
اكثر اين کتابها بر پايه رويكرد ترجمه محور و روش خواندن استوار بودهاند و فقط در كتاب پیشدانشگاهی تا حدي به رويكرد ارتباطی و مهارتهای مختلف زباني اشارهشده است. درواقع مطرح شد كه يكي از کاستیهای عمده کتابهای زبان انگليسي در ايران نبود سیاستگذاری كلان در عرض آموزش زبان انگليسي در نظام آموزشي كشورمان بوده است. اين كاستي با تدوين برنامه درسي زبانهای خارجي در سند برنامه درسي ملي در سال 1391 رفع گرديده و موجب تحول در رويكرد آموزش زبان انگليسي از تأکید بر رويكرد ترجمه محور، گرامر محور و خواندن به رويكرد ارتباطي فعال و تأکید بر چهار مهارت اصلي خواندن، شنيدن، صحبت كردن و نوشتن شد. در راستاي تحقق اهداف موردنظر اين سند سري کتابهای درسي “Prospect” در دوره متوسطه اول و “Vision” در دوره متوسطه دوم بهتدریج تدوين شد.
سپس به بررسي اهداف سند برنامه درسي در حوزه تربيت و يادگيري زبانهای خارجي پرداخته شد و ابهامات موجود در آن موردبحث قرار گرفت. ازجمله ابهامات اين سند به کاربردن عبارت «در حد متوسط» است. بررسیها نشانگر آن است كه تعريفي براي «حد متوسط» كه شاخصهای موردنظر آن را براي ذينفعان مشخص نموده باشد، ارائه نشده است:
«در دوره متوسطه دانش آموزان بايد بتوانند متنهایی در حد متوسط بخوانند و مفاهيم آن را دريابند.»
همچنين در اهداف سند به عبارتي همچون «درك متون تخصصي» و «گسترش دامنه واژگان رشته تخصصي» نيز روبرو میشویم كه مشخص نيست منظور كدام تخصص است و ديگر آنكه شاخصهایی كه مشخص كند اين «متون ساده تخصصي» چه ویژگیهایی بايد داشته باشد. اين اهداف به شرح زير است:
«در پايان دوره متوسطه دوم دانش آموزان بايد توانايي خواندن و درك متون ساده تخصصي و نوشتن مقاله را كسب كنند.»
«در دوره متوسطه دوم گسترش دامنه واژگان رشته تخصصي به درك بهتر متون و برقراري ارتباط علمي كمك میکند.»
اشاره به ابهامات و رفع آنها ازآنجهت مهم است كه راهگشاي ذينفعان در تدوين بستههای آموزشي و آموزش آن در راستاي تحقق اهداف آن میشود.
در مقايسه محتواي بستههای آموزشي با اهداف به بررسي مفاهيم «ارتباط ميان فردي و بين فرهنگي»، «توسعه اقتصادي»، «نوشتن مقاله» و «توانايي ارتباطي و حل مساله» دربستههای آموزشي زبان انگليسي دوره دوم متوسطه پرداخته شد. بررسیها نشاندهنده آن است كه ارتباط ميان فردي در محتواي بستههای آموزشي زبان انگليسي موردتوجه قرارگرفته است و از نقاط قوت اين بستهها میباشد، اما اين ارتباطها کاملاً همسو با كاركرد ارتباط در «توسعه فرهنگي مانند صنعت گردشگري، تجارت، فنآوری، توسعه علم و هوشياري اجتماعي سياسي» موردنظر سند نبوده است. در رعايت مفهوم «بين فرهنگي» در محتواي كتاب دانشآموز “Vision 2” ضعف نسبي و در محتواي كتاب دانشآموز “Vision 3” در پايه 12 ضعف مشاهده شد. درواقع بررسیها نشاندهنده آن است كه اين دو بسته در توجه به مفهوم «بين فرهنگي» چه در سطح فرهنگهای اقوام مختلف در ايران و چه فرهنگهای مردم در نقاط مختلف جهان دچار ضعفهایی هستند.
در سند برنامه درسي ملي به مهارت نوشتن و سطح موردنظر آن اشارهشده است كه به شرح زير است:
«در پايان دوره متوسطه دوم دانش آموزان بايد توانايي خواندن و درك متون ساده تخصصي و نوشتن مقاله را كسب كنند.»
در خصوص كسب توانايي «نوشتن مقاله» در كتاب درسي انگليسي پايه 12 در دو درس آخر آن به دانش آموزان فقط نحوه نگارش يك پاراگراف آموزش دادهشده است، كه البته اين آموزش منجر به نگارش يك مقاله نمیشود. چراکه براي نوشتن يك مقاله، فرآيندي لازم است تا دانش آموزان بتوانند حداقل سه پاراگراف منسجم كه شامل مقدمه، بدنه و نتیجهگیری را بنويسند.
دراینبین اساتيد حاضر در جلسه هرکدام به نكات مهمي در تكميل بحث پرداختند، نظرات دکتر محمدرضا عنانی سراب بهمنزله جمعبندی به شرح زير است:
ما در برههای زمانی صحبت میکنیم که برنامهریزی زبان انگلیسی تدوینشده و معلمان نیز با آن آشنا شدهاند. این برنامهریزی يك سند است و طبیعتاً باید کلینگر باشد. اما برخی مفاهیم در آن نیاز به تعریف و توضیح دقیقتر دارند. درواقع باید بر اساس این سند کلی، ابتدا یک راهنمای برنامهدرسی جامع تدوین میشد و سپس بر مبنای آن، بستههای آموزشی در دوره اول و دوم متوسطه تألیف میگردید. حرکت مستقیم از یک سند کلان به سمت تولید محتوای آموزشی، کاری بسیار دشوار است.
برای دستیابی به اهداف تعیینشده، نیازمند یک سری مقتضیات اجرایی هستیم؛ عواملی مانند زمان کافی، تربیتمعلم و تعامل سازنده بین ذینفعان که برقراری آنها ساده هم نیست. خوشبختانه به نظر میرسد پتانسیلهای خوبی در کشور وجود دارد. افراد شاخص و توانمندی شامل اساتید دانشگاه، کارشناسان دفتر تألیف و دبیران مجرب حضور دارند که در صورت همکاری و تلفیق ظرفیتهای این گروهها، مشکلات قابلرفع خواهد بود.
یکی از نکات مهم، رعایت ارتباط افقی بین حوزههای درسی مختلف در نظام آموزشوپرورش است، كه موجب افزايش يادگيري دانش آموزان میگردد. نكته قابلتأمل ديگر آن است كه در سند برنامه درسی حوزه تربیت و یادگیری زبانهای خارجی، ابهاماتي وجود دارد؛ بهعنوانمثال، اشارهشده که در دوره دوم متوسطه، دانشآموزان باید بتوانند «متون علمی» را بخوانند و «مقاله» بنویسند. این هدف نیاز به تفسیر دارد ، چراکه اشاره به زبان آکادمیک دارد. باید توجه داشت که نوشتن مقاله آکادمیک تنها زمانی ممکن است که دانشآموزان به سطح قابل قبولی از زبان عمومی دستیافته باشند.
از سوی دیگر برای همسو کردن محتوا، با اهداف مرتبط با مفهوم «تخصص»، میتوان با توجه به رشتههای تحصیلی مختلف، مواردی را دربستههای آموزشی گنجاند. مفهوم مهم ديگر كه سند برنامه درسي به آن اشارهکرده است، رویکرد مسالهمحور است. اگر این رویکرد در کتابهای درسی نباشد، کار بسیار سخت میشود، زیرا در عصر حاضر و باوجود هوش مصنوعی، دانشآموزان باید بتوانند سؤالات درستی طرح کنند و در راستاي پاسخ به آنها اطلاعات موردنیاز خود را گردآوری و تحلیل نمایند. بنابراین باید بررسی شود که این رویکرد به چه شکل و در کدام بخشهای بستههای آموزشی گنجاندهشده است و اگر شكافي وجود دارد، چگونه باید آن را پر کرد. این مؤلفهها بسیار حیاتی هستند.
برگزاری این جلسه ازاینجهت ارزشمند است که آموزش زبان را بهعنوان یک «مساله» در نظر میگیرد و به دنبال راهحل برای آن است. برنامه درسی یک فرآیند پویا و در حال شدن است، بنابراین امکان اعمال تغییرات و انعطاف در آن وجود دارد. اين ظرفیت بايستي هم در دفتر تألیف و هم در بدنه آموزشوپرورش وجود داشته باشد تا به بهبود این فرآیند بيانجامد. عمر این برنامه درسی بیش از یک دهه است و با توجه به تجربیات کسبشده قطعاً میتوان بسیاری از مسائل را حل کرد. اما در تدوين بستههای جديد بايستي از همه کلیدواژههاي برنامه درسي در سند در چارچوب منظور گردد و توجه داشت كه اگر ضعفی در ارائه این مفاهیم دربستههای آموزشی فعلی وجود دارد، دربستههایی كه در آينده تدوين میگردد برطرف گردد.