گزارش نشست علمي تخصصي «ماهيت و گفتمان تربيت عرفاني و تربيت اخلاقي كودك»
به همت گروه تعليم و تربيت اسلامي پژوهشكده تعليم و تربيتِ پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش و گروه عرفان و معنويتِ پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، پيش نشست هفتم از اولين همايش «کودک، عرفان و سلامت معنوی» با عنوان «ماهيت و گفتمان تربيت عرفاني و تربيت اخلاقي كودك» دوشنبه 13 بهمن ماه 1404 از ساعت 10 الي 12 در پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش برگزار شد.
در ابتداي نشست، دكتر فاطمه صدر، عضو هيئت علمي پژوهشكده تعليم و تربيتِ پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش به معرفي نخستين همايش «کودک، عرفان و سلامت معنوی» پرداخت و هدف از برگزاري اين نشست را تبيين ماهيت، ابعاد، قلمرو و روششناسي تربيت عرفاني كودك و مشخص شدن تفاوتها و شباهتهاي آن با تربيت اخلاقي كودك از يك سو و بررسي تطبيقي گفتمانهاي رايج در زمينه اين دو نوع تربيت، بيان كرد. صدر در ادامه، به برخي پرسشهاي مطرح درباره امكانسنجي تربيت عرفاني كودك و نسبت آن با ساير ساحتهاي تربيت ديني مانند تربيت معنوي، تربيت اعتقادي، تربيت اخلاقي و... اشاره كرد و فقدان ادبيات علميِ غني در اين موضوع را يادآور شد.
حجت الاسلام والمسلمین مهدی منصوری، استاد عرفان اسلامي حوزه علميه قم در اين نشست ذيل موضوع «ماهيت و روش شناسي تربيت عرفاني كودك» گفت: عرفان در سه بُعد میتواند طرح شود: ۱. عرفان نظری و معرفتی که خود، در دو حوزه قابل بحث است. اول، كسب علم اکتسابی به موضوع عرفان و معرفت عرفانی و دوم، كسب عرفان معرفتی و نظری از طريق تجربه شهودي که حاصل سلوک است و از فنای في الله بدست میآید. ۲. عرفان عملی که همان تجربه سالکانه و جنبه طریقت است. و 3. عرفان ادبی.
اين استاد تفسير عرفاني افزود: در سنت اسلامی، اخلاق و عرفان عملی در دو حوزه مي توانند از یکدیگر تفکیک شوند. اخلاق مي تواند با اندیشه سکولار همراه شود؛ اما عرفان عملی بدون ملازمت و توجه به ایمان به خدا و باور به عالم غیب امکانپذیر نیست. بنابراین نمیتواند سکولار باشد. در عرصه مسئله شناسی نيز تفاوت اين دو حوزه در اين است كه مسئله اصلی در اخلاق، کسب فضایل و دوری از رذایل، یعنی خُلق انسان است؛ اما مسئله در عرفان، لقا و درک حقیقت هستی با علم حضوری است و اینکه متربی در سلوک الی الله و وصول به خداوند چه گامهایی را باید طی کند؟ در تربیت عرفانی، سالک در هر اقدام بررسی میکند که آن اقدام او را به وصول خداوند میرساند یا مانع است؟
سپس منصوري به تشريح ملاحظات تربيت عرفاني كودك پرداخت و گفت: در تربیت عرفانی كودك باید به سه مسئله توجه جدی کرد: 1. توجه به فطرت کودک؛ به عنوان بذر وجودی انسان و خاصیت بالقوگی انسان که پُر از تقاضا و خواسته است؛ ۲. در نظر گرفتن سطح کودک؛ کودک، سطح ادراک صوری و تخیلی دارد. انس کودک با صورتهاست و معانی را در دل صورتها پیدا میکند و میفهمد. يعني تا صورتی در میان نباشد معنای در دل صورت را درک نمیکند. چراکه معنا قابل ارتباط حسی نیست و جنبه ادراکی دارد؛ اما صورت قابل ارتباط از طریق حس است. در دوره كودكي، اراده، احساس، ادراک، فاعلیت و... کودک همه در سطح صورت است. لذا در سطح تخیل وجودی باید با کودک مواجهه داشت. صحبت با کودک درباره ایمان كه محور تربيت عرفاني است باید در سطح صورت باشد و غيرممکن نيست. در کودک، بذر عقل در حیطه تخیل و خیال باید شکل بگیرد تا بعداً شکوفا شود و به این معنا، عقل خیالیه الحدوث است؛ در حالی که معانی، صوريته الحدوث هستند. رشد انسان از صورت به معناست. ازاينرو بايد توجه داشت كه براي وصول كودك به معنا بايد سنخیت بین صورت و معنا وجود داشته باشد.
3. فطرت و تناسب آن با فهم؛ فطرت حاوی عشق و احترام به عظمت و محبوب لایتناهی است. اما در دوره کودکی، فطرت خود را متناسب با درک و فهم همين دوره نشان میدهد. هرچه فهم بالاتر برود فطرت متناسب با آن خود را نشان میدهد. لذا در دوره کودکی، تعیُن عشق به محبوب در صورت و تعین یافتگیِ احترام به عظمت و انس کودک با پدر، مادر، مربی و نزدیکان خود را نشان میدهد. از آنجا که سطح کودک، سطح تخیل است زبان ارتباط و تعامل با او باید زبان تنزیلی و تخیلی باشد. مشابه زبان داستان و تصوير.
محور تربیت عرفانی، ایمان است و تربیت عرفانی به این معنا معادل تربیت ایمانی است. تربیت عرفانی کودک ممكن است؛ اما در سطح صورت. از اولین تجربه ایمانی کودک با پدر و مادر و نزدیکانش، تمام مولفهها و نقشهای عرفان عملی در کودکی شکل میگیرد. کودک، طعم تجربه هاي عرفانيِ توکل، عشق، محبت، ترس، عشق همراه با ترس، اطمینان و غیره را در ارتباط خود با ديگران را میچشد تا به مرور به مرحله ایمان برسد.
سخنران دوم اين نشست تخصصي، حجت الاسلام والمسلمین دکتر مصطفی فیض، رئیس میز تعلیم تربیت دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم و عضو کمیسیون برنامه درسی و تربیتی شورای عالی آموزش و پرورش و عضو کمیسیون تعلیم و تربیت شورای عالی انقلاب فرهنگی، بحث خود را تحت عنوان «از تربيت اخلاقي تا تربيت عرفاني؛ ماهيت، نسبت، قلمرو» ارائه داد. وي به بيان تفاوت میان تربيت اخلاقي و عرفاني پرداخت. تفاوت اول در مبانی انسانشناسانه است. عرفان، برش طولی از ساحات وجودی انسان دارد و ظرفیتهای طولي وجودی انسان را ارتقا میدهد؛ اما تربیت اخلاقی، برش عرضی به ساحات وجودی انسان دارد.
از نظر روش شناسی، اخلاق با روشهای عادت، تقلید، تمرین، تکرار و ممارست سروكار دارد؛ اما روش در عرفان اسلامي، تهذیب نفس، تزکیه، دستيابي به صفای باطن، ریاضت و روش حبی است. اخلاق بر روي شناخت تک تک فضایل و رذایل تمرکز ميکند، اما در عرفان به صورت کلی قرار است مبدا میل عوض شود و تمام مبادی امیال فرد به سوی امیال برتر سوق داده شود. از حيث مساله شناسي، مسئله اخلاق، صفات و ملکات است و مسئله عرفان، معرفت شهودی و قلبی است. عرفان اسلامي، حرکت عمودی مراتب وجودی را جستجو میکند؛ اما اخلاق، حرکت افقی و رسیدن به مستوای مراتب وجودی را در پی میگیرد. مخاطب اخلاق، توده و عموم در نظر گرفته میشود؛ اما مخاطب تربیت عرفانی، خاص است و بر سلوك فردي تمركز دارد. از منظر هستي شناختي هم عرفان اسلامي، جزئيات شورانگيز از عالم هستي ارائه مي دهد. با لحاظ اين تفاوت ها، انگاره اخلاق و عرفان از مربي و متربي متفاوت مي شود.
در ادامه فيض، به مناقشه جديد بين اخلاق محيط و اخلاق محاط كه به بررسي اخلاق، مستقل از دين يا در آميخته با دين مي پردازد اشاره دارد. در يك جمع بندي فيض به پيوند ميان اخلاق با عرفان اشاره مي كند و بر آن است كه در سنت اسلامی، اخلاق مندرج در عرفان است و اخلاق آمیخته با دین است و مستقل از دین وجودی ندارد. با تکیه بر مبانی اسلامی، هيچ حوزه اي از اخلاق که نسبتی با عرفان و بندگی خداوند متعال نداشته باشد، نداریم و اخلاق، امري در نظر گرفته مي شود كه در مسیر عرفان است.
حجت الاسلام والمسلمین دکتر رضا مولایی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و رئیس سابق گروه حکمت و معارف اسلامي سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی، سخنران سوم و پایانی این نشست بود. ملایی ذيل عنوان «كودکی به مثابه امر پاک؛ وضعیت گفتمان اخلاقی- عرفانی کودکی در ایران» بحث خود را با طرح دو پرسش آغاز کرد: وضعیت گفتمان اخلاقی و عرفانی در نسبت با کودکی در ایران امروز چیست؟ تحولات ایران چه نگرشی نسبت به کودک را گفتمان محوري کرده است؟ از نظر ملايي، منظور از گفتمان، مجموعهای از ایدههای مرتبط با یکدیگر است که یک جهانبینی آنها را با یکدیگر مرتبط كرده و پیوند زده است. پرسش این است که اخلاق و عرفان اسلامی چه تصویری از کودکی ارائه میدهند؟ و این تصویر در ایران معاصر چه تغییراتی کرده است؟ ملايي ادامه مي دهد: در مبانی و گفتمان عرفان و اخلاق اسلامی، كودک به مثابه امر پاک در نظر گرفته مي شود که همراه با مفهوم معصومیت است. کودکان دارای اخلاق فرشتگان و صفای قلب در گفتمان عمومی حاكم هستند و عارفان، کودک را واجد روح خداوند میدانند؛ لذا همه صفات خداوند را در کودک به صورت مخفی نهفته در نظر میگیرند. مبتني بر گفتمان عرفان اسلامی و اخلاق اسلامی، وظیفه نظام تعلیم و تربیت در نسبت با «كودك پاك» آن است كه 1. از اين پاكي، مراقبت و حفاظت كند و 2. زمينهاي فراهم آورد كه این صفات الهي از خفا به اظهار درآيند و «آنچه که کودک هست»، یعنی گنج اسماء و صفات الهی نهفته در کودک، آشكار شود. ملايي افزود: گفتمانهای فقهی و حقوقی در سنت اسلامی از این گفتمان اخلاقی متاثر هستند؛ ولذا مواجههاي متفاوت از بزرگسال با كودك دارند؛ اما در یک تغییر گفتمانی در دوره معاصر، مرکزیت زدایی از گفتمان اخلاقی و عرفانی اسلامی شده است. اگرچه این گفتمان همچنان زنده است اما تحت تاثیر گفتمانهای رقیب به حاشیه رانده شده است.
اولین تغییر گفتمانی به تسلط و حاکمیت گفتمان روان شناختی پس از دوره پهلوی بر فضاي تعليم و تربيت برمي گردد. اين تغيير نظام آموزشی را بر پایه روانشناسی رشد در دوره دبستان بنا کرده است. به اين معنا، کودکی یک مسیر است برای بزرگسالی و جنبه طریقیت برای یک مقصد دارد و خودش موضوعیت و انحصار ندارد. از اين رو برنامهریزی درسی از مقطع متوسطه شروع میشود و برنامه درسی دوره کودکی، رقیق شده برنامه درسی دوره بزرگسالی است. ساختار نظام تعلیم و تربیت هم بر همین اساس شکل میگیرد. این تغییر گفتمانی در دوره پهلوی، واکنش برخی علمای دینی مانند شهید مطهری را در پي داشته است؛ لذا ایشان بر اساس تصویر کودک پاک، برنامه درسی غیررسمی به اسم كتاب داستان راستان را بر پایه سنت فکری اسلامی ارائه کرده است. هدف از اين كتاب آشنا کردن کودکان با انسانهایی است که توانستهاند پاکی خود را از کودکی تا بزرگسالی حفظ کنند.
ملایی با ارجاع به کتاب نظام آموزشی و ساختن ایران مدرن نوشته دیوید مناشری به این نکته اشاره میکند که آموزش علوم جدید، فرهنگ غربی را با خود به همراه آورده است و این علوم جدید، گفتمان اخلاق و عرفان اسلامی را به حاشیه برده و با سه چالش گفتماني مواجه كرده است. سه چالش گفتماني عبارتند از: ۱. ظهور گفتمان جامعه شناسی کودکی در ایران که معتقد است کودکی، ذات مشخصی ندارد و هویت کودک از شخصي به شخص دیگر، از یک فرهنگ تا فرهنگ دیگر و... فرق دارد. نقطه اتکا در گفتمان جامعه شناسی، آزادی و قدرت انتخاب کودک است؛ تا جایی که کودک میتواند هویت خود را خود انتخاب کند و تمام پیش فرضها در مورد هویت انسان توسط او قابل تغییر است. 2. مسئله جهانی شدن و تاثیر آن بر عرصه حکمرانی تعلیم و تربیت در ایران؛ جهانیسازی از ناحیه رسانه، تغییرات حکمرانی، روابط نظام تعليم و تربيت، ادبيات كودك و...، سیاستگذاران، معلمان، والدین و غیره را متاثر كرده است. در این رویکرد، کودک به مثابه کودک، مسئله نیست؛ بلكه كودك، بزرگسال و انسان آینده در نظر گرفته میشود. 3. سومین چالش به تحولات خانواده برمیگردد. مسئله جمعیت، زیست خانوادگی متفاوت و فردگرایی والدین باعث تغییر در تحولات خانواده شده است. نگاه گفتمان جديد در عرصه خانواده، كودك را بيرون و جدا از خانواده در نظر مي گيرد؛ در حالی که گفتمان اخلاقی و عرفانی اسلامي، کودک را در درون خانواده معنا میکند. از سوی دیگر، کودک در این تحولات به مثابه امر جنسی در نظر گرفته میشود. ملايي با يك جمع بندي و طرح يك پرسش بحث خود را خاتمه داد. وضعیت امروز ما درباره گفتمان حاكم بر کودکی، وضعیت چندگفتمانی است و گفتمان اخلاقی و عرفان اسلامی به حاشیه رفته است. در نسبت با این وضعیت چه باید کرد؟
در پایان این نشست از سوی حضار سوالاتی مطرح شد و سخنرانان به گفتگوی علمی و تبادل نظر پرداختند. نخستين همايش «کودک، عرفان و سلامت معنوی» 27 آبان ماه 1405در تهران برگزار خواهد شد و اساتيد، دانشجويان، پژوهشگران و ساير علاقمندان به حوزه مطالعات كودكي و مطالعات ديني و عرفاني ميتوانند تا 30 تيرماه 1405، مقالات خود را در محورهاي هشتگانه: «فلسفۀ عرفان برای کودک، تربیت عرفانی و کودک، ادبیات عرفانی و کودک، سلامت معنوی و کودک، رسانه، عرفان و کودک، شعر، عرفان و کودک، انیمیشن، عرفان و کودک و میراث کهن عرفانی و کودک» براي دبيرخانه اين همايش ارسال كنند.