به نام خدا
تاملي در اقدام پژوهي: امروز، فردا و ديروز در آنسوي انديشههايم
دانشگاه كويين _ دانشكده تعليم و تربيت اقدام پژوهي كينگاستون، انتاريو، كانادا
جكوايت هد، در كتابي تحت عنوان " رشد و توسعه آموزش و پرورش ": " آفرينش نظريه هاي آموزشي موثر خودتان " "، ( 1993، ص2)، اشاره ميكند كه بحث اقدامپژوهي اولين بار با طرح اين سئوال آغاز شد: " چگونه ميتوانم در پژوهشهايم ارزيابي دقيقتر و كاملتري داشتهباشم؟" زماني كه به بازتاب تجربياتم ميانديشم چنين سئوالي برايم مطرح ميشود و طرح اين سئوال منجربه ايجاد لحظهاي برزخي ميشود. با تامل بيشتر در اين سئوال به اين نتيجه ميرسم كه من كارم را در عمل كاملا" ارزيابي نكردهام. اين امر موجب ميشود كه به گذشته برگردم و از خود بپرسم من چطور به اين جا رسيدهام. با توجه به اينكه ميدانستم امكانات زيادي در اختيارم نيست اما اميد تازهاي در وجودم حس ميكردم، زيرا ميتوانستم رويدادهاي گذشته را در قلبم بازبيني كنم و آنها را به سر منزل مقصود برسانم. به عقيدهي من رمز آغاز اين كار اين است كه انسان درگير بازتابهاي فكري شود. به عنوان يك معلم، به عنوان يك همسر و به عنوان مادري با فرزندان كوچك، زندگي برايم بسيار آشفته شدهاست. تا كنون من تنها به امروز و فردايم فكر ميكردم و ديروزهايم بي انديشه رها ميشدند. اما زمانيكه دانشجوي نيمهوقت كارشناسي ارشد در رشتهي تعليم و تربيت بودم با مفاهيم اقدامپژوهي كه توسط تام راسل بيان شدهبود، آشنا شدم و اين امر موجب شد كه من به نوشتن يادداشتهاي روزانه و شخصي بپردازم و به اينترتيب ميتوانستم رويدادهاي فكري و گفتگوهاي معلم و شاگردي را نظامدار و هدفمند كنم. دوست ندارم هميشه بنشينم و بنويسم چون احساس ميكنم به كاغذ سفيد ظلم ميشود بنابراين صحبت ميكنم. البته تعمق بيشتر در كتابها موجب ميشود بعنوان مربي كلاسهاي پرستاري فعاليتهاي آزمايشي كلاسهايم را دقيقتر بررسي كنم من شروع به بازبيني ديروزهايم كردم و با نگاهي تازه به بررسي عميق آنها پرداختم. بنابراين، چنين تفكر انديشمندانهاي سبب شد تا براي آزمايشهاي كلاسم برنامهريزي كنم سپس آنها را تكميل كرده و با معيارهايم ارزيابي نمايم. به اين ترتيب توانستم نظريههايي براي تغيير فرداهايم ارايه دهم. اين فرايند تفكر موجب شد تا من از احساساتم در آزمايشهاي كلاسي بيشتر آگاه شوم و همچنين از دنياي درونم نيز آگاهي بيشتري پيدا كنم. بنابراين تصميم گرفتم پروژه اقدامپژوهي را در كلاس خودم انجام دهم. اما بايستي از كجا شروع ميكردم؟ موضوع را زماني انتخاب كردم كه يكي از دانشجوهايم در گزارش كتبي خود از كارش در درمانگاه، اشتباهي در درمان انجام دادهبود. اين موضوع ظاهرا" ساده بنظر ميرسيد و من نيز جديت و موشكافي زيادي صرف نكردم و زمان اين موضوع اتفاقي بايد سپري ميشد و فردايي ديگر پديد ميآورد. در اين مقاله تمايلي به توصيف جزييات اين تحقيق ندارم و اينكه چگونه اين دانشجو نكته اساسي را كه از اين مسئله برانگيخته شدهبود برايم روشن كرد. به بيان دقيقتر، براي افرادي به در زمينه اقدامپژوهي عملي كار ميكنند، پيامي دارم. پيام من اين است: چشمها را بشوييد و جور ديگر ببينيد، آنسوي انديشههايتان را، موقعيتي كه در آن آزمايش ميكنيد و افرادي كه با آنها در ارتباط هستيد، واقعيتهاي زيادي در انتظار شماست/ اما ابتدا شما بايد از آنسوي انديشههايتان آگاه باشيد. بايد بدانيد چگونه در آنجا زندگي ميكنيد و چه كسي در آنجا با شما زندگي ميكند. اما نكته مهمتر اين است كه چگونه به اين مرحله رسيدهايد، چگونه فردي بوديد و چگونه فردي شدهايد. اين امر ممكن است به شما كمك كند تا بتوانيد معيارهاي درستي براي ارزيابي آزمايشهاي خود انتخاب كنيد. بعد از توصيف اين نكته اساسي، جهت بهبود وضعيت موجود به برنامهريزي بصورت عملي پرداختم. اين كار را با همكاري يك گروه ششنفري از دانشجويان در درمانگاه انجام دادم. من صادقانه و راحت با آنها در مورد ابزار ارزيابي مدرسهمدار كه فعاليتهاي آنها را در درمانگاه به گونهي خاص ارزيابي ميكند صحبت كردم و احساسم را در مورد بازخورد اين ارزيابي بيان كردم در مورد معيارهاي فردي خودم، اقدامپژوهي ، قدرت تفكر و تجربياتي كه در يادداشتهاي روزانهام داشتم با آنها به تبادل نظر ميپرداختم. آنها را تشويق ميكردم تا احساسات خود را بيان كنند و آنها نيز همين كار را ميكردند. آنها معتقد بودند كه نميتوانند چيزي را تغيير دهند و واقعا" كسي توجه كافي به آنها ندارد. اين مباحث سبب شد تا ما بهتر همديگر را درك كنيم و براي ايجاد تغييرات مثبت با هم مشاركت كنيم. بنابراين ما اين سفر را با همديگر آغاز كرديم. پژوهشگران تازهكاري بوديم كه هدفمان معنيدار كردن و اهميت بخشيدن به گفتگوهاي معلم و شاگرد بود و بالاخره تغيير و اصلاح روشهاي فعلي و حذف روش تدريس معلممحور در درمانگاه بود. در حقيقت راهكاري ساده و در عين حال بسيار كارآمد بود. دانشجويان در يادداشتهاي روزانهي خود براحتي افكار، احساسات و تفكرات خود را در ارتباط با تجربيات عملي درمانگاه مينوشتند. توضيحات مفيد آنها دربارهي تجربياتشان، درك دانش و مفاهيم ذهني آنها را روشنتر و آسانتر ميكرد. شناخت فردي دانشجويان از طريق مطالعهي يادداشتهاي روزانهي آنها امكانپذير بود و به اين ترتيب روابط معلم و شاگردي آسانتر ميشد. يك عمل ساده و در عين حال بسيار موثر/ بنابراين ملاحظه ميكنيد كه اقدامپژوهي پرهزينه و پيچيده نيست. من نيازي به " زمان زياد" يا " كمكهاي پژوهشي" نداشتم، همان چيزهايي كه ما اغلب براي انجام پژوهشهاي مفيد نياز داريم. همچنين به عنوان يك پژوهشگر نياز به آمادگي خاصي نداشتم. من از اينكه نتايج اين پژوهش قابل تعميم نباشد شكايتي ندارم. تنها من هستم، معلمي كه در آنسوي انديشههايش زندگي ميكند، و تلاش ميكنم طوري در آنجا زندگي كنم كه با ارزيابيهايم هماهنگ باشد. من توصيه ميكنم همهي معلمها امكان انجام چنين روش تحقيقي را براي خود فراهم آورند زيرا روشي است براي تغيير و اصلاح و نيز تقويت ارزيابيهاي آنها كه ميتوانند در آزمايشهاي خود در كلاس بكار ببرند. ميدانيم كه امروزه آموزش و پرورش و جامعه با مشكلات عديدهاي مواجه است بنابراين ايجاد تحول در آموزش و پرورش ضروري است. اقدامپژوهي وسيلهاي است كه اكنون به كمك آن ميتوانيم تغييراتي براي خود و آنهايي كه با ما همكاري دارند ايجاد كنيم. تغييرات كوچكي كه شما امروز انجام ميدهيد ممكن است ابزاري براي تغيير فرداي همهي ما باشد... دي 1382
20/11/1383 مؤلف : نويسنده: كارن بروكس _ كت كارت مترجم: فاطمه شيخيان
|