صفحه اصلي نقشه سايتپست الكترونيك
جستجوی پیشرفته جستجو در وب
از معلم خود ياد بگير و در زندگي به آن عمل كن. امام علي (ع)
دوشنبه ١٩ آذر ١٣٩٧
موقعیت : صفحه اصلی > اخبار 
اخبار > " كودكان بازمانده از تحصيل در رسانه‌ها "


  چاپ        ارسال به دوست

بازنمايي خبر :

" كودكان بازمانده از تحصيل در رسانه‌ها "

زنده ياد جعفر افقهي فريماني و دكتر شهناز هاشمي

اغلب مطالب رسانه‌ها که سعی کرده‌اند با نگاه آماری به بررسی موضوع کودکان بازمانده از تحصیل بپردازند، قابل نقد و خدشه است. مسئولان و مدیران آموزش و پرورش نیز گاهی با مسامحه در ارایه آمارهای متفاوت در این زمینه بر چالش و سردرگمی برنامهریزان، ذینفعان و مخاطبان افزوده‌اند.

رسانه‌ها در مورد کودکان بازمانده از تحصیل در سال های اخیر توجه مستمر و برجسته‌ای داشته‌اند. مسئولان آموزش و پرورش نیز تحت تأثیر این توجه به بررسی و گفتگو پیرامون این مباحث در رسانه‌ها پرداخته‌اند. کودکان بازمانده از تحصیل واقعیت غیرقابل انکار جامعه امروز و البته دیروز ماست. مهمترين چالش در موضوع كودكان بازمانده از تحصيل، بي‌سوادي آنان در گذر سن و بزرگسالي است.اين موضوع يقينا مي‌تواند براي فرد و جامعه به مثابة تهديد و مشكل خودنمايي كند. رسانه‌ها نسبت این موضوع با حساسیت توجه کرده‌اند و در قالب اخبار و گزارش¬های متعدد سعی کرده‌اند موضوع را در حافظة مردم و مسئولان برجسته نگه دارند. كودكان بازمانده از تحصيل در واقع، اشاره به گروهي در جامعه است ،كه ناخواسته تحت تاثير موقعيت‌هاي خاص (خانوادگي،قوميتي، محلي، جنسيتي و يا ...) از آموزش سواد محروم مانده‌اند، و در بزرگسالي در گروه بي‌سوادان قرار خواهند گرفت. مفاهیم و عبارت¬های دیگری نیز در کنار عبارت کودکان بازمانده از تحصیلی در گفتار مسئولان و ادبیات رسانه‌ها بکار می‌رود. که از آن جمله می‌توان به عبارت: "پوشش تحصیلی" که به نوعی معکوس ناظر به میزان کودکان بازمانده از تحصیل است. "ترک تحصیل کنندگان" که معرف جمعیت و گروهی هستند که دوره آموزشی را کامل نکرده و تحت تأثیر عواملی محیط آموزشی را ترک کرده و به نوعی آنان را نیز بازمانده از تحصیل می‌شناسند اشاره کرد. این عبارت ها در رسانه‌ها گاهی به جای هم بکار رفته است. اما معنای روشن تمامی آنها همان است که به آن اشاره شد.

چهار قالب گفتمانی رسانه‌ها

اصحاب رسانه و مسئولان آموزش و پرورش و مسئولان دیگر دستگاه های مرتبط با موضوع کودکان و نوجوانان نوع و شیوه توجه و پرداختن به موضوع کودکان بازمانده از تحصیل در بررسی اجمالی اخبار و گزارش‌های رسانه‌ها معمولا در چهار قالب قابل دسته بندی است، به عبارت دقیق‌تر و مناسب تر با عنوان این گزارش چهار گفتمان نقطه اتکا و هدایت‌گر بحث‌های " واقعیت کودکان بازمانده از تحصیل" در رسانه ها و مسئولان آموزش و پرورش است .

 اولین گفتمان، گفتمان آماری است که مسئولان آموزش و پرورش آشکارا دلبسته آن هستند و سعی می‌کنند با اعلام اعداد، درصدها و نرخ‌ها میزان پوشش تحصیلی و کودکان بازمانده از تحصیل را آشکار سازند.

دومین گفتمان، گفتمان دسترسی است، این گفتمان نیز تولید شده ادبیات مسئولان آموزش و پرورش است و معمولاً در برابر گفتمان سوم سعی در دفاع از عملکرد خود دارد.

گفتمان سوم، گفتمان ناکارآمدی است که اصحاب رسانه و صاحب نظران آموزشی و اجتماعی جامعه متولی آن هستند.

قالب و گفتمان چهارم، گفتمان مداخله و اجبار است. این گفتمان از اواسط دهه هشتاد آغاز گردید و مسئولان آموزش و پرورش بر آن اصرار دارند در این قالب ادعا این است که والدین و خانواده عامل بازماندگی از تحصیل کودکان هستند و باید از ابزارهای الزام آور برای قانع کردن آنان برای تحصیل فرزندان استفاده کرد.

گفتمان آماری: چالش آمار از تعداد بازماندگان از تحصیل، ترک تحصیل کنندگان و پوشش واقعی تحصیلی، دردسری جدی برای همه پیگیری کنندگان موضوع است. اگر کسی اشراف جدی به موضوع و البته دقت لازم در عبارت های آمار تولیدی آموزش و پرورش و منابع دیگر همچون مرکز آمار ایران و ... نداشته باشد بدون شک دچار سردرگمی خواهد شد. اغلب مطالب رسانه‌ها که سعی کرده‌اند با نگاه آماری به بررسی موضوع کودکان بازمانده از تحصیل بپردازند، قابل نقد و خدشه است. مسئولان و مدیران آموزش و پرورش نیز گاهی با مسامحه در ارایه آمارهای متفاوت در همین زمینه بر چالش و سردرگمی برنامه ریزان، ذینفعان و مخاطبان افزوده‌اند. با این همه در چند سال اخیر و بویژه بعد از اعلام نتایج سرشماری سال 1390، و گزارش مرکز پژوهش¬های مجلس شورای اسلامی در سال 91 چالش آماری در رسانه‌ها بیشتر برجسته شد. نتایج سرشماری سال 90 و گزارش مرکز پژوهش¬ها هر دو برای آموزش و پرورش چالش¬آفرین بود و آمارها و نرخ‌های آموزش و پرورش را زیر سؤال برد و این موضوع همچنان برای آموزش و پرورش مسئله باقی ماند.

مسئولان آموزش و پرورش نرخ پوشش تحصیلی دورة ابتدایی را از 98 تا 100 درصد اعلام کرده‌اند با این حال روشن است این آمارها دقیق نیست. مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در گزارش خود (1391) پوشش واقعی تحصیلی دورة ابتدایی را 5/88 درصد (4/89 درصد در شهر و 7/86 درصد در روستا) اعلام کرده است. در همان گزارش نیز اعلام شد که بر پایه آمار اعلامی وزارت آموزش و پرورش نرخ پوشش تحصیلی 5/98 درصد است. این تفاوت و فاصلة آمارها در رسانه‌ها انعکاس وسیعی یافته است. بعلاوه اعلام وجود 236538 هزار کودک بی‌سواد در گروه سنی 10-6 ساله براساس نتایج سرشماری سال 1390 نیز بیش از پیش بر این چالش افزود.

بار دیگر مدیران و دیگر مسئولان آموزش و پرورش در سال 95 ، با اعلام شناسایی تعدادی از کودکان بازمانده از تحصیل از جذب آنان در فرایند آموزش در مدرسه خبر می‌دهند. شناسایی و جذب 73 هزار کودک بازمانده از تحصیل در سال تحصیلی جاری انجام شده بود. این ادبیات گویای آن است که لازمه جذب کودکان بازمانده از تحصیل شناسایی آنان ، مراجعه و جذب آنان در مدرسه است. فرایندی که تاکنون در مدیریت آموزش و پرورش سابقه نداشته است، بلکه همیشه دانش‌آموزان و اولیا آنان به مدارس مراجعه می‌کردند.

گفتمان دسترسی و جذب: مدیران آموزش و پرورش در واکنش به طرح ناکارآمدی سیستم آموزشی در رسانه‌ها در باب کودکان بازمانده از تحصیل با اتکا به این قالب از گفتمان سعی می‌کنند پاسخگو باشند و یکی از شیوه‌های جالب مطرح در این موضوع ارایه تعداد مدارس تک دانش‌آموزی، 5 دانش‌آموزی و یا 50 دانش‌آموزی است.جناب آقاي فاني وزیر آموزش و پرورش در سال 95 ، اعلام داشت که 110 مدرسه تک دانش‌آموزی و 1100 مدرسه با دانش 3 دانش‌آموز در آموزش و پرورش داریم.  این پاسخ‌ها به معنای آن است که دسترسی به آموزش و مدرسه در کشور کامل و وجود ده ها مدرسه تک دانش‌آموزی نیز گواهی روشن بر این موضوع است.

از طرف دیگر وزیر محترم آموزش و پرورش و دیگر مدیران آموزش و پرورش بویژه مدیران استان¬ها، بر شناسایی و جذب جمعیتی از بازماندگان از تحصیل تأکید می‌کنند به عنوان مثال وزیر آموزش و پرورش وقت در اختتامیه اجلاس مدیران آموزش و پرورش کشور در مردادماه سال 1395، جذب 73 هزار کودک بازمانده از تحصیل را حاکی از عملکرد مطلوب آموزش و پرورش اعلام نمود یا در سفر به سیستان و بلوچستان شناسایی و جذب 27 هزار کودک بازمانده از تحصیل در استان را نشانه توفیق مدیریت آموزش و پرورش آن استان در سال تحصیلی 94-93 دانسته است.

در مجموع گفتمان جذب و دسترسی، واکنش مدیران آموزش و پرورش در برابر تهاجم و نقد رسانه‌ها در خصوص عملکرد آموزش و پرورش در رابطه با کودکان بازمانده از تحصیل است. واقعیت این است،که گفتمان جذب و دسترسی، گفتمان کم اثری است، علیرغم تأکید بر پوشش کامل دسترسی آموزشی در کشور، واقعیت کودکان بازمانده، خط آزار دهنده‌ای است که ناتوانی این گفتمان را در حل این چالش آشکار می‌سازد.وابستگی مستمر مسئولان آموزش و پرورش به این گفتمان حاکی از آن است که اصحاب رسانه، مسئولان غیرآموزش و پرورش و نیز متصدیان نهادهای مدنی و NGOها در رسانه‌ها؛ در موضوع کودکان بازمانده از تحصیل ناکارآمدی سیستم آموزشی را مورد هدف قرار داده‌اند.

گفتمان ناکارآمدی: رسانه‌ها پدیده کودکان بازمانده از تحصیل را نماد ناتوانی و ناکارآمدی سیستم آموزشی می‌شناسند و برای آشکارسازی آن، به تنظیم گزارش‌ها و تحلیل‌هایی از تعداد بازماندگان از تحصیل و چگونگی بازماندگی از تحصیل می‌پردازند و اغلب آنها سیستم آموزش و پرورش را نسبت به این جمعیت، بی‌برنامه می‌دانند و گاهی نیز آموزش و پرورش را غافل از ابعاد و نتایج آن می‌شناسند.معمولاً رسانه‌ها با اتکا به آمارهای متعدد و متفاوت مسئولان آموزش و پرورش و دیگر مسئولان کشور، آن را نیز به ناکارآمدی سیستم آموزشی ربط می‌دهند و به نوعی آن را بازی مسئولان با آمار برای سرپوش گذاری بر غفلت و ناکارآمدی خود بیان می‌دارند.

از سرشماری سال 1375 تا سرشماری سال 1395، در هر سال موضوع و تعداد کودکان بازمانده از تحصیل مسئله رسانه‌ها بوده است در واقع بعد از اعلام نتایج سرشمار ¬ها، این موضوع مجدداً سوژه رسانه‌ها و ابزاری برای نقد سیستم آموزشی می‌شود. برخی محدود از رسانه‌ها نیز با طرح دغدغه مسئولان آموزش و پرورش برای خصوصی سازی؛ غفلت از کودکان بازمانده از تحصیل را نقد می‌کنند، از نظر آنان توسعه مدارس غیردولتی، مدارس هیأت امنایی و مدارس خاص که هزینه‌های آموزشی را به عهده خانواده می‌گذارد می تواند بخشی از ابعاد پدیده کودکان بازمانده از تحصیل را روشن و تبیین کند.

برخی از مسئولین حوزه خدمات اجتماعی، مانند بهزیستی نیز عامل شیوع کودکان کار را در یک دهه اخیر بازماندگی از تحصیل آنان دانسته ‌است. مدیر کل دفتر آسیب‌های اجتماعی سازمان بهزیستی از طرحی خبر می‌دهد که به بازماندگان از تحصیل مشوق تحصیلی پرداخت گردد تا آنان به مدرسه بازگردند و به تحصیل بپردازند اما آنان معتقد هستند  این تلاش¬ها باید توسط سیستم آموزشی انجام شود.بسیاری مسئولان نهادهای خیریه‌ای و مدنی که در حوزه کودکان فقیر و کودکان کار فعال هستند، هر از چند گاهی در رسانه‌ها بیان می کنند که آموزش و پرورش به وضعیت کودکان بازمانده از تحصیل بی توجه است.

البته برخی از مطالب رسانه‌ها در تبیین موضوع کودکان بازمانده از تحصیل نیز تحت تاثیر کیفیت نازل آموزشی در مدارس است. امروز این موضوع غیر قابل تردید است که ترک تحصیل برخی از دانش‌آموزان در دورة آموزش ابتدایی و عمومی (گروه سنی 6 تا 14 سال) با کیفیت آموزشی و مقررات آموزشی پیوند یافته است. ترک تحصیل کنندگان اگر تعلقی بر مدرسه و سیستم و کیفیت آموزشی مدارس می‌داشتند، مدرسه را رها نمی کردند. از این رو نقد کیفیت سیستم آموزشی در خصوص کودکان بازمانده از تحصیل دریچه برجسته‌سازی ناکارآمدی آموزش و پرورش می‌باشد.

گفتمان مداخله و اجبار: از اواسط دهه هشتاد، ناکارآمدی و ناتوانی برنامه‌های صرفاً آموزشی در جذب کودکان بازمانده ازتحصیل باعث شد، کارشناسان و مسئولان آموزش و پرورش به فکر ایده¬های فرا آموزشی بیفتند، مدیران وقت آموزش و پرورش در برنامه چهارم توسعه پیشنهاد دادند که تحصیل در دوره آموزش عمومی (ابتدایی و راهنمایی) اجباری باشند و ممانعت کنندگان از تحصیل کودکان گروه سنی (6-14) سال مجازات شوند این پیشنهاد در برنامه توسعه در مجلس مصوب گردید و آیین نامه‌های مربوطه نیز در دولت و دیگر مجامع تصویب شد. از آن زمان تاکنون ادبیاتی در رسانه‌ها شکل گرفت که دائماً بر ضرورت مداخله در خانواده‌ها و رفتار والدین آنها که مانع تحصیل کودکان می‌شوند تأکید می‌کرد. این گفتمان به دنبال این بود که مسئولیت کودکان بازمانده از تحصیل را به جز  آموزش و پرورش به دیگر بخش‌های حاکمیتی و حمایتی نیز تسری دهد. آموزش و پرورش حتی طرحی با عنوان «طرح ملی انسداد مبادی بی‌سوادی» را مطرح ساخت تا مسئولیت کودکان بازمانده از تحصیل را با مشارکت نهادهای حاکمیتی و حمایتی پیگیری نماید. این طرح با مسئولیت فرمانداران در شهرستان¬ها عملیاتی می‌شود تا ابعاد قضایی و اجتماعی طرح؛ پشتیبان آموزش و پرورش قرار گیرد.

طرح ملی انسداد مبادی بی‌سوادی عبارتی است که تحت تأثیر ادبیات مسئولان نهضت سوادآموزی شکل گرفته است. از نظر آنان تا جلوی تولید بی‌سواد در کشور گرفته نشود حل مسئله بی‌سوادی در کشور امکان پذیر نیست از این رو عنوان طرح به « انسداد مبادی بی سوادی» مشهور گردید.از طرف دیگر، موضوع قطع یارانه‌ خانواده‌هایی که مانع تحصیل فرزندان می‌شوند مطرح شده است که این پیشنهاد نیز در رسانه‌ها به «یارانه درمانی کودکان بازمانده از تحصیل» مشهور شده است.برآیند این واکاوی و آنچه در این گفتمان آشکار است اول، اذعان به وجود کودک بازمانده از تحصیل در کشور، دوم ناتوانی آموزش و پرورش در حل مشکلات و جذب این کودکان به مدرسه و سوم ضرورت مشارکت دیگر بخش‌های حاکمیتی و جامعه برای حل مشکل کودکان بازمانده از تحصیل است.

 

 


٠٧:٢٦ - سه شنبه ٢٤ مهر ١٣٩٧    /    شماره : ١٤٤٩٩    /    تعداد نمایش : ٣١٤


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




صفحه اصلي |تماس با ما|پست الكترونيك